نيمانيما، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

تك ستاره زندگيمان نيما

عكس گرفته شده در اولين سفر به مشهد در سن 1 سال و نه ماهگي

ماماني من ،در تاريخ 1388/1/1 به همراه عزيز و دو تا از خاله هات رفتيم مشهد دو هفته اي اونجا بوديم يادت كه نرفته چقدر منو اذيت كردي هر جا مي رفتم پشت سرم گريه مي كردي   ولي يه بار كه مي خنديدي  همه چي يادم مي رفت يه روز كه داشتيم براي زيارت مي رفتيم از دم يه عكاسي كه عكسهاي خيلي خوشكل از بچه هاي قد و نيم قد گرفته بود رد مي شديم كه تصميم گرفتيم از تو هم عكس بگيريم ولي اونقدر موقع عكس گرفتن گريه كردي كه با هزار و يك زحمت عكاس تونست ازت دو تاعكس بگيره.به هر حال يادش بخير روزاي خوبي بود..... ...
23 مهر 1390

نوشته هايي براي تو

وقتي كوچك بودي تو را با رواندازهايي مي پوشاندم       و در برابر هواي سرد شبانه محافظت مي كردم   ولي حالا كه بزرگتر شده اي         و دور از دسترس دستهايم را به هم گره مي كنم و تو را با دعا مي پوشانم. ز یبا ترین آرایش برای لبان تو؛ راستگویی برای صدای تو؛ دعا به درگاه خداوند برای چشمان تو؛ رحم و شفقت برای دستان تو؛ بخشش برای فکر تو؛ اعتماد برای قلب تو؛ عشق و برای زندگی تو؛ دوستی هاست   در قفس تنهاییمان تنها یاد توست که ما را به اوج همه دوست داشتنها به پرواز در می آ...
23 مهر 1390

كادوي چهارمين سالگرد تولدت(1390/4/4)niniweblog.com

نيماي مامان براي چهارمين سالگرد به دنيا اومدنت بابايي برات يه دوچرخه نارنجي خريدش كه رنگش رو خودت انتخاب كردي.از همون بچگي عاشق دوچرخه سواري بودي.مواظب باش كه هيچ وقت از رو دوچرخت زمين نيفتي باشه عزيزم.          ...
23 مهر 1390

تولد 32 سالگي مامان ندا

نيماي عزيزم،بهتر از جونم امروز تولد مامانيه مي دونم كه خيلي كوچيكي تا به مامان تولدش رو تبريك بگي عيب نداره بابا رضا از طرف تو واسم كادو و كيك خريده همين كه خدا تو رو به من داده بزرگترين هديه آسمونيه و سعي ميكنم تا آخر عمرم ازش مرابقت كنم  تا سلامت و پاك مثل كلهاي بهاري باقي بمونه         ...
11 مهر 1390